علي بن حسين انصارى شيرازى
227
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
بياشامند احتباس بول را سودمند بود و چون ده درم از وى گداخته در بيست درم روغن گاو تازه نيمگرم بياشامند درد ناف و اندرون سود دهد و زنانى كه زائيده باشند از مواد پاك گرداند و به آب گرم آشاميدن و ادمان آن كردن سرفه را زايل كند و آواز بگشايد و نزله را سود دهد و سينه و شش را نيكو بود و نرم گرداند و خشونت مثانه زايل كند و موافق بود محرور و مبرود را باعتدالى كه دارد و محتاج مصلح نبود و سده بگشايد و گرده را نافع بود و اگر بخور كنند قطع زكام بكند و جرب اجفان را نافع بود چون به پارهء شكر حل كنند تا خونآلود شود و اگر احتياج بود ديگربار مكرر كنند و اگر در داروى چشم كنند سفيدى ببرد و چون بپزند و كف از وى بگيرند تشنگى بنشاند و اولى بود كسى كه در طبيعت لينتى داشته باشد يا سجح امعا از وى بسيار نخورد و حذر كند و گويند بدل وى آب آلوى سياه بود و گويند مصلح به است و طباشير و بدل آن مويز خراسانى بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : سكر بضم سين و فتح كاف مشدده به فارسى شكر و بهندى سركرا و شكر سرخ مايل به سياهى را بوره . . . نامند و ماهيت آن عصاره نيشكر است لاتين SACCHARUM COMMUNE انگليسى SUGAR فرانسه SUCRE سكر العشر صاحب منهاج گويد صمغى است از درخت عشر بيرون آيد در موضع گل وى كه خشك گردد و جمع مىشود و آن را سكر العشر نامند و همو گويد گويند طلى است كه بر درخت عشر مىافتد در خراسان و جمع مىشود همچنين ترنجبينى و مىافتد بر خبازى مانند پارهء نمك و در وى حلاوتى بود و اندك عفوضتى و سفيد بود و آنچه حجازى بود ميل بسياهى داشته باشد و مؤلف گويد بر خار مانند مگسى بزرگ آشيانه مىسازد و آن كرم در ميانه آشيانه مىماند و آن كرم را بشيرازى خزوكك و تيغال خوانند و آشيانه تيغالى خوانند و طبيعت آن معتدل بود و ميل بحرارت دارد و نزديك بمزاج سكر بود و وى لطيفتر از او بود و در وى رطوبتى بود و طبع نرم دارد و چون در چشم كشند سفيدى كه در چشم بود زايل كند و روشنائى زيادت كند و شريف گويد سى روز متواتر از وى بياشامند هر روز ده درم به آب گرم ربو و دشخوارى نفس را نافع بود و مجرب است و با لبن تفاح چون بياشامند استسقا را نافع بود و معطش نبود مانند انواع سكر از بهر آنكه حلاوت وى اندك بود و وى معده و جگر و گرده را نيكو بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : سكر العشر عشر بضم عين و فتح شين به فارسى خرك و بهندى آك گويند و آن شبنمى است كه بر درخت عشر در خراسان منعقد گردد شبيه به قطعههاى نمك سفيد و آن را يمانى گويند و آنچه سياهرنگ باشد حجازى گويند بفرانسه MANNE D'APOCYNUM SYRIACUM سكبينج صمغ نباتيست كه به شكل مانند قثا بود و صاحب منهاج گويد نيكوترين آن بود كه بيرون وى بسفيدى زند و اندرون بسرخى و تيزبوى بود و زود در آب حل شود و اصفهانى بهتر بود و صاحب جامع گويد نيكوترين وى آن بود كه صافى بود و بيرون وى سرخ بود و اندرون وى سفيد و رايحهء وى متوسط بود ميان رايحه حلتيث و قنه و حريف باشد و طبيعت وى گرم و خشك بود در سوم و محلل و ملطف بود فالج را نافع بود و مسهل مادهء بود كه در وركين بود و قولنج را نافع بود چون بياشامند يا در حقنه كنند و اوجاع بواسير را سود دهد چون تنها بياشامند سنگ گرده بگدازاند و سردى كه در معده بود و رحم و امعا را سود دهد و بول براند و حيه بكشد و مسهل آب زرد بود و نشف رطوبت معده بكند بر گزندگى عقرب و مار طلا كردن سود دهد و چون سعوط كنند صرع را سود دهد و آنچه اصفهانى بود باه را زياده كند و جگر را نيكو گرداند و شيخ الرئيس گويد محلل صداع بارد باشد و ريحى استسقا و مغصى را سود دهد خوردن و آشاميدن و طلا كردن با سركه چون بگدازاند بر خنازير و صلابت مفاصل و سلعه بگدازاند و ضماد كردن جذب سل و شوك بكند و كرم كدو دانه و كرمهاى ديگر بكشد چون بياشامند و گويند نقرسى كه سبب آن سردى بود سود دهد و درد مفاصل را سود دهد و سينه را پاك گرداند به قوت و مسهل بلغم لزج و رطوبات غليظ بود و عرق النسا كه سبب آن از بلغم بود و درد پشت و بادهاى غليظ كه در اندرون بود را سود دهد و تاريكى چشم و غلظت اجفان را نافع بود و وى فاضلترين داروها بود جهت دفع نزول آب و چون در سركه بگذارند و بر شعيره كه بر مژه چشم بمالند زايل كند و شربتى از وى يك درم تا يك مثقال بود و نشايد كه به غير از سردمزاج يا مرضهاى سرد استعمال كنند مزاجهاى سرد و علتهاى سرد را عظيم سود دهد و محرورىمزاج را بغايت مضر بود و اگر با شراب بياشامند گزندگى